شيخ ذبيح الله محلاتى
20
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
قاضى و كريم و حليم و رئيس و مقدم و مطاع و متحمل اذيت قوم آمده است و مشتق است اين لفظ از ساديسود سيادة و جمع آن ساده و سادات و اسادد و سيايد من غير قياس است و اغلب استعمال باضافه و قيد مىشود مانند سيد القوم و سيد النبيين و سيد الوصيين و سيدا شباب اهل الجنة و سيد السادات و سيد الساجدين و در صورت اطلاق مخصوص به خداوند متعال است و قيد و اضافه براى خلق است و در وصف حضرت يحيى عليه السّلام ( انه كان سيدا و حصورا و نبيا من الصالحين ) مراد مطاع و مقدم بر مردم است و صاحب مجمع البيان در معنى سيد فرموده مأخوذ از سواد است و سيد القوم يعني مالك السواد الاعظم و آن كسى كه طاعت وى واجب است و در اين زمان هرآنكه هاشمي و علوى و فاطمى باشد بلقب سيد خوانده مىشود و اين وضع ثانوى است و هر مرد و زنى كه در خانوادهء رياست و مطاعيت داشته باشد سيد و سيده او را مىخوانند و فارسى آن در افواه و السنة فارسيان آقا و خانم است و در مصر ستى زينب و ستى نفيسه و ستى سكينة معروف است و ست مخفف سيدة است و فاطمهء زهرا سلام اللّه عليها مالكة و شريفة و فاضلة و كريمة و صابرة و حليمة و مطاعة و مقدسة و سيده بر زنان اولين و آخرين بود . « 4 - سيدة النسوان » اين لقب بزرگ مأخوذ است از حديث شريفى كه متفق عليه فريقين است كه فاطمه زهرا سيدهء زنان عالميان است از اولين و آخرين و در اين لقب با لقب سابق فرق است چونكه از لفظ سيده عموم مفهوم مىشود و از سيدة النسوان خصوص و چون در لفظ سيدة اطلاق مندرج است سيادتش اختصاص بزنان ندارد بلكه بر رجال هم سيادت دارد بخلاف اين لفظ كه اختصاص به زنان را مىرساند و در اخبار و آثار غالبا فاطمه زهرا را به اين لقب مىخواندند و ابو بكر در قصهء فدك بمخاطبهء آن حضرت گفت و انت سيدة امة ابيك و الشجرة الطيبة و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود فاطمة سيدة نساء العالمين من - الاولين و الآخرين .